خرید بک لینک

در عالمي كه ضد ، ضد خود جويد از هر آنچه بگريزي بازيابي

دوعالم ( ناسوت و لاهوت ) را دو معشوق دان كه هر يك طالب اند عمر صرف او كني

و تو با هرکدام سر كني از دیگری غافل ماني

اين جهـان و ، آن جهـان ، چون دلبران

عهــد با اين ، بستـه ايم و ، دل بر آن

اين دو ضد هم ولي ، درعقد ماست

هر يكي را حجله اي ، ازهـم جداست

درجـــهان جـــوياي آسـايش نبـــاش

چون نخواهي يافت ، جز افسوس و كاش

تو كــجا ، در خـاكهـــا ، آســوده اي

كي مـداوم ، دَر طَـرب هـا ، بــوده اي

از خوشي ، تا ناخـوشي يك گام نيست

شادي ی ، آلــوده بر غـم ، كـام نيست

عــالـــم نـاســـوت را ، دامــي بـدان

گـر بــدان دلبستـه اي ، خامـي ، بــدان

هـرچـه خـواهـي ، ضــد آن ، جـويـد تـرا

بهتــريــن ات ، تَــرك ميگـــويـد ، تُــرا

آنكــه بــودي ، از حضـورش ، در فـــرار

ميــدهــد ، در مـعــرض ، ديــدَت قـــرار

آن نگــاري هـم ، كـه بـا تـو ، جفـت شد

مـاورايِ ، آنچــه خـود ، ميگفـت ، شــد

چـرخ گــردون ، خـود عجب ، بازيگـريست

روز بـا تـو ، شـب به نقـشِِ ، ديگريست

كيست گـويد، ايـن قمـار ، از جَهل نيست

بـا چـنين لــيلاج ، بازي ، سَـهل نيسـت

از بــراي ، آن جهــان ، ميكُـن تــلاش

فــارغ از ، آه و غــم و افســوس بـاش

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:09

صفحه بندی