مرا عشقيست جان من،كه وصلش درعدم باشـد
نشانـي هـا كــز او دارم، بسي ثابـت قــدم باشـد
هــزارو يـك نشــان دارد ،كـدامــيـن دلبــر، آن دارد
به عرش و فرش ميجوينـد و او در دل ،مكـان دارد
همه شب با نگـار خويش، در خلـوت هم آغوشــم
چنـان مستـم ز رُخسارَش ،شده دنيـا فـراموشــم
نگـو اي دوست زيبـايـي ،بـه دنيـا ميشـود حـاصـل
مـن عهـدي بستـه ام با او ، كه بـر دنيـا نبنــدم دل
برچسب: محراب سانتا ماریا,
نویسنده: نگار اکبری